تبليغاتX

تنهايي
کمیابترین کدهای جاوا

خاطره های سرد

 

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 19:52 |

درد عشق

روزگار بی مروت لحظه ای شادم نکرد

در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد  

من به عشق منتظر بودم

همه صبر و قرارم رفت 

بهارم رفت 

عشقم مرد 

یارم رفت

 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 19:13 |

به نام عشق

مگه تو نبودی که میگفتی دنیا بی تو واسم معنایی نداره

پس چی شد؟

میگفتی زنده موندن واسم محاله دروغ بود همش؟!!!

 نمیشه.اگه فریادم بزنم باز کمه که بگم نفرین به تو و عشقت

تو عاشقی من به گورستان عشق سپرده شدم

توی اسمون دنیا    هر کسی ستاره داره

چرا وقتی نوبت ماست   اسمون جایی نداره

واسه من تنهایی درده   درد هیچکس و نداشتن

هر گل پژمرده ای رو      تو کویره سینه کاشتن

دیگه باور کردم این رو    که باید تنها بمونم

تا دم لحظه مردن      شعر تنهایی بخونم

 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 19:9 |

و چه تنها

ای درخور اوج ! آواز تو در کوه سحر و گیاهی به نماز
 غم ها را گل کردم پل زدم از خود تا صخره دوست
من هستم و سفالینه تاریکی و تراویدن راز ازلی
سر بر سنگ و هوایی که خنک و چناری که به فکر و روانی که پر از ریزش دوست
 خوابم چه سبک ابر نیایش چه بلند و چه زیبا بوته زیست و چه تنها من
تنها من و سرانگشتم در چشمه یاد و کبوترها لب آب
هم خنده موج هم تن زنبوری بر سبزه مرگ و شکوهی در پنجه باد
 من از تو پرم ای روزنه باغ هم آهنگی کاج و من و ترس
هنگام مناست ای در به فراز ای جاده به نیلوفر خاموش پیام

                                              ***********************

شب تنهایی خوب

گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند 
شب سلیس است و یکدست و باز
 شمعدانی ها
و صدا دار ترین شاخه فصل ‚ ماه را می شنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست و در اسراف نسیم
گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلکها را بتکان کفش به پا کن و بیا
و بیا تا جایی که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
 و مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آن جا که تو را خواهد گفت
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است

*(گزیده ای از اشعار سهراب سپهری)*
+ نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 9:56 |

 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 22:39 |

نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي

 بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو!

 کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام!

 درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو!حريرغمش را کنار بزن. مرامي يابي

 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 22:34 |

www.GHASRE20.coo.ir

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali

کمیابترین کدهای جاوا

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali